|
دختر پسری با سرعت 120 کیلومتر سوار بر موتور سیکلت دختر:اروم تر من میترسم پسر:نه داره خوش میگذره دختر:اصلا هم خوش نمیگذره تو رو خدا خواهش میکنم خیلی وحشت ناکه پسر:پس بگو دوستت دارم دختر: باشه باشه دوستت دارم حالا خواهش میکنم اروم تر پسر: حالا محکم بغلم کن(دختر بغلش کرد) پسر: میتونی کلاه ایمنی منو برداری بذاری سرت؟ اذیتم میکنه و....... روز نامه های روز بعد: موتور سیکلتی با سرعت
120کیلومتردر ساعت به ساختمانی اثابت کرد موتور سیکلت دونفر سرنشین داشت
اما تنها یکی نجات یافت حقیقت این بود که اول سر پایینی پسر که سوار موتور
سیکلت بود متوجه شد ترمز بریده اما نخواست دختر بفهم در عوض خواست یک بار
دیگه ازدختر بشنوه که دوستش داره (برای آخرین بار)
احساس می کنم گلی بیچاره ام که به دست ناسپاسی چیده شده ام
کسی چه می داند؟ شاید برای گلدان شیشه ای ؛تا چند روز زینت خانه ای باشم و شاید مرا چیده اند برای سنگ مزار مرده ای تا دلگرمی خانواده ای باشم. به هر دلیل خوب می دانم که عاقبت خشک خواهم شد... و به زودی زود است خانه ام خاک...
|
About
مرداد 1388 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
|